محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

145

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

قمصت بأرجلها ) پس از رويگردانى از آن ، دوباره به سويش توجه مىكند . « قمصت بأرجلها » جواب « إذا » است و معناى آن چنين مىشود : پس از اعتماد و اطمينان به دنيا به او خيانت مىكند ، مانند كسى كه به محض سوار شدن بر چارپايى دستانش را به هوا برده و او را بر زمين مىاندازد و اين كار را چندين بار تكرار مىكند . ( و قنصت بأحبلها و أقصدت بأسهمها ) با طنابهاى خويش ، شكارش را صيد مىكند و با تيرهاى خويش ، شكارش را هدف قرار مىدهد . ( و أعقلت المرء أوهاق المنيّة ) ريسمان سختى و مشقت را بر گردن آدمى مىآويزد . ( قائدة له إلى ضنك المضجع و وحشة المرجع و معاينة المحلّ ، و ثواب العمل ) او را به سوى تنگى گور و حسابرسى روز معاد رهنمون مىسازد تا آن‌كه جاى خود را در بهشت يا جهنم پيش از ورود به آن ببيند . خلاصه آن‌كه هيچ چيز خوشايندى در دنيا نيست مگر آن‌كه همراه بدىهايى باشد . ( و كذلك الخلف به عقب السّلف ) اين قانون دنيا است كه از نسلى به نسل ديگر منتقل مىشود . ( لا تقلع المنيّة اختراما ) دست از هلاك مردمان و نابودىشان بر نمىدارد . ( و لا يرعوي الباقون اجتراما ) آيندگان آن‌چه را بر سر گذشتگان آمده است مىبينند و با اين حال پند نمىگيرند و باز همانند گذشتگان دست به جنايت مىزنند . ( يحتذون مثالا و يمضون أرسالا إلى غاية الانتهاء و صيّور الفناء ) آيندگان همانند گذشتگان بر همان جاده حركت مىكنند و بدكارى را به نهايت آن رسانده و تا آن‌جا پيش مىروند كه هلاك مىگردند . ( حتّى إذا تصرّمت الأمور و تقضّت الدّهور و أزف النّشور ) تا آن‌جا كه راه عمل بسته شده و باب توبه